خرید بک لینک

نمایشنامه ی مهمان ناخوانده نوشته ی اریک امانوئل اشمیت و ترجمه ی تینوش نظم جو به کارگردانی شهرزاد حمزه و دستیاری مهدی غیورآذر با روایت سیما حمزه و نقش خوانی پیام مشایخ نسب، ملیحه حریری، ابراهیم حسینی و نگار نوذری با طراحی پوستر مطهره میرزایی و عکاسی مرتضی ارض پیما پنجشنبه 22 و جمعه 23 آذر 1397 در تماشاخانه ی سه نقطه به نشانی میدان ولیعصر بلوار کشاورز خیابان کبکانیان نبش کوچه مرتضی زاده پلاک 10 ساعت 7 عصر اجرا خواهد شد.

برچسب: نویسنده: نیکا پورعلی تاريخ: يکشنبه 16 تير 1398 ساعت: 10:20

به تو فکر می کنم
چون مسکّنی که در کیفم
گم شده...
#شهرزاد_حمزه

I think about you

as an asprin

lost in my back pack

shahrzad_hamzeh

برچسب: نویسنده: نیکا پورعلی تاريخ: يکشنبه 16 تير 1398 ساعت: 10:20

Please come see White Rabbit, Red Rabbit, a brilliant play by contemporary Iranian playwright Nassim Soleimanpour. It is a unique work of theatre in which a different performer is onstage each night, experiencing the script for the first time with the audience. Our production will feature our daring and wonderful acting professors: Kim Pereira and Coie de Veer!

The performances are this coming Sunday and Monday at 7:30 pm in Westhoff. Admission is free, so please help us get the word out to the rest of ISU and the community. Email Jack Hradecky (jrhrade@ilstu.edu) for reservations.

There will be a post-show talkback after each performance, moderated by #Shahrzad_Hamzeh.

The poster was designed by Shahrbanoo Hamzeh.

برچسب: نویسنده: نیکا پورعلی تاريخ: يکشنبه 16 تير 1398 ساعت: 10:20

اینکه من یا هرکس دیگری متولد دهه ی هفتاد باشد دلیل به عاری بودن از احساس درک جنگ نیست.اینکه به چه دلیلی یک چنین فیلمی را برای بچه هایی از دهه ی من پخش کردند شاید شمارش به بیش از ده برسد اما چیزی که بیشتر از همه در این فیلم توجه من را به خود جلب کرد ان بار سنگین گناهی است که این کودک _با این که شاید بیش از چهل را داشت اما آثار آن کودکی نداشته در وجناتش مشهود بود_ این همه سال با خود اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا پورعلی تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 12:02

بعضی وقت ها آدم انقدر حالش بده که به هر حماقتی دست می زنه مثله زنگ زدن به کسی که حالش ازش بهم می خوره مثل درد دل کردن با یه غریبه با کسی که تازه دیدیش مثل هم آغوشی با کسی که می دونی اصلن تورو موقع بوسیدنت نمی بینه مثله گریه کردن توی جمعی که نباید... گاهی حالت خیلی بده... و دلت می خواد یکسری حماقت ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا پورعلی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 21:04

اینکه ما در هر حال و وضعیتی به گونه ای سرانجام به این نتیجه می رسیم که تنهاییم، تنها یک مقصر دارد و آن خودماییم ... می دانم ... می دانم که تنهایی بار سنگینی است و هنوز بعد از این همه سال خونگرفته ای به تنها بودنت در هرمقوله ای... و باز زانوی غم بغل می گیری و آن حس دوست نداتشته شدن از سرو کولت بالاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا پورعلی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 21:04

گاهی این نبودن یک شخص نیست که آزارمان می دهد، ندانستن دلیل نبودن اش است که مثلِ خوره به جان ثانیه های روزگارمان می افتد و دمار از روانمان در می آورد. گذشته گذشته است و گذشته باقی می ماند...کهنه می شود و گاهی فراموش اما دوست داشتن یک نفر هرگز از یاد نمی رود بلکه چنان خاطره ای سمج به ته ذهن می چسبد ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا پورعلی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 21:04

آنگاه که خوش تراش ترین تن ها را به سکه ی سیمی توان خرید مرا _دریغا دریغ_ هنگامی گه به کیمیای عشق نیاز افتد 26آبان ماه 1388 ادامه مطلب

برچسب: کیمیای عشق,کیمیای عشق مولانا,کیمیای عشق دینانی,كيمياي عشق,کیمیای عشق چیکسای,کیمیای عشق سبز,کیمیای عشق حب حیدر است,کیمیای عشق الهی قمشه ای,کیمیای عشق کریم فیضی,رمان کیمیای عشق, نویسنده: نیکا پورعلی تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 8:34

انتظار نداشتم بیایی... نه اینکه ناراحت شدم از آمدنت!نه! شاد شدم. از اینکه با من قدم زدی سرزنده شدم حتی همان چند لحظه، گرچه عمرسرزنده بودنم دقایقی بیش به طول نیانجامید اما ارزشش را داشت لمسِ حسِ با تو قدم برداشتن ... شاید حس من حسّی پیر باشد به تواکنون، اما هنوز آرام می شود ضربان قلبم وقتی میبینمت از دور که می آیی...و نفس هایم نظم می گیرد وقتی حرف می زنم با تو... باید سخت باشد دانستن اینکه می دانی کسی برای تو حس خاص دارد و تو عاجزی از اینکه پاسخ گویی احساساتش را... جنبه می خواهد دوست داشته شدن ... صبر می خواهد...صبوری می خواهد... بزرگی می خواهد... توانایی کادامه مطلب

برچسب: ولنتاین مبارک دوستان,ولنتاین مبارک,ولنتاین مبارک عشقم,ولنتاین مبارک به انگلیسی,ولنتاين مبارک,ولنتاین مبارک عزیزم,ولنتاین مبارک عشق من,ولنتاین مبارک همسرم,ولنتاین مبارک عکس,ولنتاین مبارک دوستم, نویسنده: نیکا پورعلی تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 8:34

حمایت از نمایش "عزیزشنگال" (حمایت از مردم شنگال و کوبانی و کودکان مظلوم کورد) به کارگردانی و نویسندگی دکتر قطب الدین صادقی.
دوستان عزیزم لطفن به سایت زیر برید و به این نمایش رای بدید ...
فقط امروز رو وقت داریم...
ممنونم از همه ی شما...

theaterfestival.ir

برچسب: عزیز شنگال,عزیز شنگالی,عزيز شنگال,عزیز شنگالی قطب الدین صادقی,نمایش عزیز شنگال,تئاتر عزیز شنگال,نمایش عزیز شنگالی,تئاتر عزیز شنگالی,نقد عزیز شنگال,نمايش عزيز شنگال, نویسنده: نیکا پورعلی تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 8:34

گیرم که باخته ام! اما کسی جرات ندارد به من دست بزند یا از صفحه ی بازی بیرونم بیندازد، شوخی نیست من شاه شطرنجم!!! تخریب می کنم آنچه را که نمی توانم باب میلم بسازم آررزو طلب نمی کنم، آرزو می سازم لزومی ندراد من همانی باشم که تو فکر می کنی، من همانی ام که حتا فکرش را هم نمی توانی بکنی... لبخند می زنم و او فکر می کند برده، هرگز نمی فهمد با هرکسی رقابت نمی کنم... زانو نمی زنم، حتا اگر تمام مردم دنیا روی زانوهای شان ره بروند زانو نمی زنم... زانو نمی زنم... زانو نمی زنم.. ادامه مطلب

برچسب: زانو نمیزنم,زانو نمي زنم,زانو نمی زنم حتی اگر,من زانو نمی زنم, نویسنده: نیکا پورعلی تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 8:34

اینکه من یا هرکس دیگری متولد دهه ی هفتاد باشد دلیل به عاری بودن از احساس درک جنگ نیست.اینکه به چه دلیلی یک چنین فیلمی را برای بچه هایی از دهه ی من پخش کردند شاید شمارش به بیش از ده برسد اما چیزی که بیشتر از همه در این فیلم توجه من را به خود جلب کرد ان بار سنگین گناهی است که این کودک _با این که شاید بیش از چهل را داشت اما آثار آن کودکی نداشته در وجناتش مشهود بود_ این همه سال با خود از سویی به سویی دیگر کشیده است و کسی در زندگی اش شاید نبوده تا به او بگید:"عزیزم! این جنگ تقصیر تو نبود..."حس های مختلفی را در وجود من برانگیخت این تصویر متحرک ناطق...مثل همان حس آشنادامه مطلب

برچسب: ملف گند,ملف گند دانلود,فیلم ملف گند,مستند ملف گند دانلود,فیلم مستند ملف گند,دانلودفیلم ملف گند,شبکه مستند ملف گند, نویسنده: نیکا پورعلی تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 8:34

نمی خواستم بمانم...نمی خواستم بمانم و ماندم.ماندنم از آن رو نبود که می دانستم از نبودن در آن مکان و زمان پشیمان می شوم، بلکه از آن روی که ترسیدم...ترسیدم از واکنشی که جمع نسبت به ترک من خواهد داشت.ولی اشتباه کردم...ترسیدن همیشه اشتباه است....هرنوع ترسی...اما ترسیدنی که موجب گرفتگی عضلات زبان می شود از همه بدتر، چرا که گنگ شدن تو در لحظه ای که نباید به ممکن احتمال قوی تمام زندگی تو را تحت الشعاع قرار می دهد...باید حرف زد...حتا اگر این حرف زدن ... این بیان احساس، موجب ناراحتی کسی شود...چرا که بهتر است دوستان، لحظه ای ناراحت شوند تا تو یک عمر حسرت بخوری....باد حرف زد.ادامه مطلب

برچسب: ماندن در وضعیت آخر,ماندن در وضعیت آخر pdf,ماندن همیشه خوب نیست,ماندن یا رفتن,ماندن در وضعیت آخر دانلود,ماندن غذا سر معده,ماندن غذا در گلو,ماندن کی روش,ماندن به پای عشق,ماندن بهانه میخواهد, نویسنده: نیکا پورعلی تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 8:33

"خاطره..." انگار از همان کودکی می شناختمتبه هر لحظه از زندگی ام که فکر میکنم...بر که می گردممثل اینست که هر لحظه به تو می اندشیدم!توی کوچه می دوم پشت پریدنبال شقایق می گردمسرم محکم به تیر چراغ برق می خوردانگار فکر تو بود که باعث شدهِی به خودم نهیب می زنم :بس کن!اما تو انگار ول کن نیستیهمچون کنه به افکارم چسبیدی و رها نمی شویسرِ پُر خون شده ام را دردست گرفته اماشک هایم روان همچو سیل بر گونه هایم...عمه ام خون ریخته شده ام بر روی پله را به مال گوسپند تشبیه می کند!باز بغض می کنم!کینه جو شدممُخَم مالامال از نصیحت شدهحالم متحول شده و منتظر استفراغ استمی دوم که به سادامه مطلب

برچسب: خاطره اسدی,خاطرة,خاطره حاتمی,خاطره پروانه,خاطره ها,خاطره به انگلیسی,خاطره,خاطرة قصيرة,خاطره ختنه,خاطره چت, نویسنده: نیکا پورعلی تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 8:33

گاهی بی انکه بدانیمآنقدر در گذشته های بدی که به حالِ خوبمان منجر شده غرق می شویم که اکنونِ زیبای مان از کنار چشم های مان پس کشیده می شود و می مانیم در گذشته ای که هیچ گونه اهمیتی جز نقش بارزش در خوب شدن اوضاع اکنون داشته، ندارد و فراموش می کنیم که همان بد این خوب را به ارمغان آورده... گاهی نمی فهمیم چگونه اوضاع اکنون را ربط نامربوطی به گذشته های دور از دست رفته می دهیم و نسبت به آدم های دور و برمان با دلایل اشتباه، حس های بدبد پیدا می کنیم و دنبال راهی می گردیم تا از همه ی آن ها دور شویم و یادمان می رود که به این سکوت رسیدن مان و دور شدن مان از آدم ها و قطع رادامه مطلب

برچسب: گذشته,گذشته استمراری,گذشته کامل,گذشته teach,گذشته think,گذشته کامل استمراری,گذشته ساده,گذشته fall,گذشته ها گذشته,گذشته send, نویسنده: نیکا پورعلی تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 8:33

صفحه بندی